مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیهالسلام
قسمت این بود تا که در کوفه تو عـلـمـدار پـرچـمش باشی اصـلاً آنـجـا تو را فـرسـتاده تا سـفـیـر مـحـرمـش بـاشـی کـوفـه دارد دروغ مـیگـوید مـردم کـوفـه اهل نـیـرنـگـند اولش دست میدهند و سپس همۀ شهـر با تو میجـنـگـنـد عهد و پیـمان کوفیان، مسلم! مثـل قـوم یـهـود مـیشـکـنـد دل نبـندی به مردم این شهر بیعـت کـوفـه زود میشکـنـد جمعیت آمده است و مسجد پُر به جـماعـت نـمـاز بر پا کن مطـمـئن نیـستـم به این مردم نـیـتـت را بــیــا فــرادا کــن همۀ شهـر را بگـردی نیست یک نفر مـردِ مـرد در کوفه جز خودت که غریب ماندی، نیست هیچ کس کوچهگرد در کوفه مثـل هـانی یکـی دو تا شـاید دیگـران بـرق سکه را دیدند به بهـای سرت طـمـع کردند آمــدنـد و تــمـام جـنـگـیـدنـد اولین روضهخوان خودت هستی داری از بوی سیب میخوانی روی دارالامـاره هـم بـروی از امـام غـریـب مـیخـوانی |